ابراهيم عاملي ( موثق )

5

تفسير عاملي ( فارسي )

اختراع كردند و زجّاج گفته است : مقصود آن مردم است كه مردار را حلال مى - دانستند ، و با مسلمين جدل ميكردند كه چون كشته ى خود شما حلال است ، پس كشته ى خداوند سزاوارتر است براى خوردن ، و هم در گفته هاى پيغمبر طعن و ملامت داشتند و به بتپرستى دعوت ميكردند به اين جور جملات و استدلالات بيهوده و بدلخواه خود ، و اين آيه ميفهماند كه سخن گفتن در احكام دين فقطَّ بايد باجتهاد و استدلال باشد و بتقليد سخن گفتن حرام است ، چونكه سخن بتقليد مولود هوس و خواهش نفسانى است ، و آيه اين گونه سخن گفتن را گمراهى معّرفى كرده است ، و جمله ى آخر « هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ » تهديد و تخويف كافران است كه چون ميداند آنها مىخواهند حقّ را بپوشانند و بباطل كمك كنند پس عذاب براى آنها خواهد بود . روح البيان : « بِغَيْرِ عِلْمٍ » يعنى بىآنكه از شريعت و دين استفاده شده باشد ، و معتدين يعنى آنها كه از حقّ بباطل و از حلال به حرام ميگروند ، و مردم هوى پرست چند دسته هستند ، يكى آنها كه مخالف سنّت و جماعت هستند و بميل خود آيات و احاديث را تأويل ميكنند و اگرچه اهل قبله و مسلمان هستند ولى بميل خود مردم را گمراه ميكنند مانند كفّار ، دسته ى ديگر آنها هستند كه باشارات احاديث و آيات متوجه ميشوند ، بطورى كه مطابق با شرع و دين باشد ، آنها مرد عرفان و اهل معرفت هستند ، چنان كه مثنوى گفته است : تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبين ديو آدم را نبيند جز كه طين ظاهر قرآن چو شخص آدمى است كه نقوشش ظاهر و جانش خفى است پس تقليد آنها كه پى اشارات هستند غير از آن تقليد است كه هدف ضلالت است چون اين دسته فكر و كارشان بر عيان و يقين است نه چو آنها كه گفتارشان بر ظنّ و تخمين است ، و مردم دنيا هم نسبت بمردم با تقوى و اهل عقبى هوى پرست و طالب هوس هستند ، چون زندگى سراسر خيال است و عاقل را با خيال كارى - نيست ، از بهلول نقل شده است كه گفت : روزى در يكى از كوچه هاى بصره ديدم